الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

380

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

* * * اگر شكر نعمت خدا خود نعمتى است ، پس بر من و امثال من شكر آن واجب است ، پس چگونه حق شكر خدا را ادا كنيم مگر به فضل خدا ، گرچه روزها طولانى شود و عمرها به هم متصل گردد . و نيز اين گفتار از ديگرى را همان معنى است : شكر الاله نعمة موجبة لشكره * فكيف شكري بره و شكره من بره ( ناشناس ) * * * سپاس خداوند ، خود نعمتى است كه شكر آن واجب است ؛ پس چگونه شكر نيكى او و شكر شكر نيكى او را به جا بياورم ؟ 950 - رضايت حضرت حق از « رابعه عدويه » پرسيدند : كى حضرت حق جل و علا از بندهء خود راضى مىشود ؟ در جواب گفت : آن وقت راضى مىشود كه سرورى كه در نعمتش دارد ، در مصائبش هم داشته باشد . روزى ديگر از او پرسيدند : شوق تو به بهشت تا چه مرتبه است ؟ در جواب گفت : « الجار قبل الدار » ؛ همسايه پيشتر از خانه است ؛ يعنى ، شوقم به جانب حق تعالى بيشتر از بهشت است . هم او راست : آن‌چه از عباداتم كه آشكار بوده است را به حساب نمىآورم . 951 - اهانت دنيا عابدى گفته : هان اى مردمان ! دنيا را با چشم اهانت نگاه كنيد ! زيرا چندان‌كه بر شما گواراتر باشد ، بر شما استهزاء بيشتر كند . « 1 » 952 - دريغ از گوش شنوا ! خدا ، گوينده‌اش را خير دهاد : و حسناء لم تأخذ من الشمس شيمة * سوى قرب مسراها و بعد منالها ألوم و لم يقرع ملامي سمعها * و أرضى و لم يخطر رضائى ببالها ( ناشناس )

--> ( 1 ) . مجموعه ورام ، ج 1 ، ص 75 .